
داریم نزدیک میشیم به اولین مرحلهی رسمی از هفتخوان ازدواج
حقیقتاً انقد از این مراسمات میترسم که هرلحظه میخوام بزنم زیرش و بگم پشیمون شدم هرچقدم بهم میگن یه پلک بزنی سختیش تموم شده قانع نمیشم و شبها از تپش قلب و اضطراب و خشکی دهان خوابم نمیبره
+عزیزم واقعا میخوام برای همه عمر باتو باشم ولی نمیدونستم انقد ازین چیزا میترسم.ببخشید ♀️
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل